تبلیغات
kpop - bloody love12
kpop
we are the best
یکشنبه 19 بهمن 1393 :: نویسنده : kim fomy
اینم قسمت بعد بفرمایید
ببخشید اگه نظرات قسمت قلبو دیر جواب دادم

خیلی عصبی بود قرصو خورد و سعی کرد آروم باشه ولی نمیتونست با اینکه چند ماه از مرگ لورا میگذشت ولی هنوز عذاب وجدان مرگش یه لحظم راحتش نمیذاشت امروز روز تولدش بود ولی امروز یه فرقی داشت لورا نبود که بخواد تولدشو جشن بگیره

((فلش بک))

با خستگی که ناشی از یه صب تا شب تقلا بود رسید خونه ماشینو جلوی در پارک کرد اونقدر خسته بود که حی نمیتونست ماشینو تا پارکینگ هدایت کنه.

از پله ها بالا رفت و رمز درو زد و در باز شد همه جا تاریک بود خواست بره و هر چی زود تر بخوابه ولی تشنش بود دستشو دراز کرد و لامپو روشن کرد ,به سمت آشپزخونه رفت ولی چیزی رو روی کاناپه حس کرد و به سمت راستش برگشت چند قدم جلو رفت و از صحنه ی رو به روش لبخند زد یه کیک تولد روی میز بود که روش نوشته شده بود

((برای همیشه دوست دارم دیوونه))

و یه جعبه ی کادو,لورا روی همون کاناپه ی روبه روی میز خوابش برده بود,پشیمون بود از اینکه اینهمه دیر اومده و لورا خوابش برده کیکو برداشت و توی یخچال گذاشت

نخواست لورا رو بیدار کنه از روی مبل بلندش کرد و به سمت طبقه ی بالا بردش اونقدر خسته بود که حتی جا به جا شدنش توسط کای نتونست خوابشو به هم بزنه

((پایان فلش بک))

-کاییییی خوبی؟؟؟؟

نتونست غمی که پشت صداش بود رو بپوشونه

دی او کنارش روی مبل نشست و دستشو دور شونش گذاشت

-همه چی درست میشه

-دیگه چی میخواد درست بشه لورا رو کی میخواد دوباره بهم برگردونه

-اگه بهش ایمان داشته باشی نباید بذاری تو قلبت از بین بره اون باید تو قلبت بمونه تا همه چی درست بشه,حالا زود تر پاشو تا دیر نشده نمیخوای که نصف شب بری خونه ی کسی ها؟؟؟؟؟؟؟

- نه نه پاشو

از روی مبل بلند شدن و به سمت پارکینگ رفتن

توی راه مدام دی او سعی کرد حرفایی بزنه که کای رو از جوی که توش بود بیرون بکشه ولی انگار بی فایده بودکای فقط جواب تمام حرفا ش رو با لبخندی مصنوعی و تکون دادن سرش میداد

........................................

بعد از نیم ساعتی که توی راه بودن بالاخره چن ماشین رو جلوی خونه متوفق کرد و چون میخواست ماشین رو ببره تو پاکینگ لورا و سوفی رو زود تر پیاده کرد و اونام سریع به سمت بالا رفتن.

به محض ورودشون به آپارتمان سوفی کیفشو روی مبل انداخت و دست به سینه جلوی لورا ایستاد

-میشنوم زود باش

-چن خونه ی قشنگی داره

-بهت میگم حرف بزن

-فقط یکم تغییر لازم داره

به سمتش قدم برداشت و بازوهاشو گرفت

-بهم گفتی وقتی از اوجا بیرون اومدیم همه چیو میگی حالا اومدیم تنهاییم فقط منو تو بگو لورا خواهش میکنم چرا

-میخوای بدونی آره؟؟بابا ازم خواست خواست که کایو ترک کنم گفت که دیگه باهاش نباشم خواست که بکشمش ولی نتونستم میخواست خودم کایو بکشم ولی نتونستم چون دوسش داشتم من مثل تو اونقدر قوی نیستم که جلوش وایسم ولی نمیتونستم با دستای خودم کسی که باورم داشتو بکشم برای همین تصمیم گرفتم که از زندگیش برم بیرون فکر میکردم اگه چند ماه نباشم و اونم اعدام بشه همه چی تمومه اونوقت میتوستم با سهون ازدواج کنم

-ولی تو ازش متنفری

-آره ولی بعد کای دیگه نمیتونم کسی رو دوست داشته باشم

.................................

چن ماشینو پارک کرد و خواست بره بالا که دی او و کای رو بیرون از در دید حتی فکر اینکه کای و لورا الآن ممکنه همو ببینن تمام بدنشو به لرزه انداخت0

جلوروفت و درو براشون باز کرد .کای چه قدر داغون شده بود اینو میتونست به خوبی احساس کنه

-سلام

دی او- سلام

کای –سلام

چن-چیزی شده این وقت شب اومدید اینجا؟

دی او-کای میخواست با سوفی حرف بزنه البته اگه بیدار باشه

-آره بیداره

-نمیخوای بذاری بیایم تو؟؟

-ها ؟؟چرا چرا بیاید

.

.

.

.

.

.

بلهههههههههههههههههههههههههههههههههه

نظر یادتون نره

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 27 شهریور 1396 09:56 ب.ظ
I'm really impressed along with your writing talents and also with
the structure to your blog. Is this a paid subject matter or
did you customize it your self? Either way keep up the nice quality writing,
it's uncommon to see a great weblog like this one nowadays..
دوشنبه 30 مرداد 1396 12:11 ب.ظ
Hello, its pleasant piece of writing regarding media print, we all know media is a impressive
source of information.
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:07 ب.ظ
Hey I am so happy I found your blog, I really found you by error, while I was
browsing on Yahoo for something else, Anyhow I am here now and would just like to say kudos for a remarkable
post and a all round entertaining blog (I also love the
theme/design), I don’t have time to read through it all
at the moment but I have saved it and also included your RSS feeds, so when I have time
I will be back to read a lot more, Please do keep up the fantastic work.
جمعه 13 مرداد 1396 03:22 ب.ظ
Hello! Do you know if they make any plugins to assist with
Search Engine Optimization? I'm trying to get my blog to rank for some targeted keywords but I'm not seeing very good success.
If you know of any please share. Thank you!
جمعه 25 فروردین 1396 02:55 ق.ظ
Hi there, just became aware of your blog through Google, and found that it is truly informative.
I'm going to watch out for brussels. I will be grateful if you continue this in future.
Lots of people will be benefited from your writing.

Cheers!
پنجشنبه 10 فروردین 1396 07:04 ب.ظ
I constantly spent my half an hour to read this weblog's posts daily along
with a cup of coffee.
جمعه 24 بهمن 1393 07:58 ق.ظ
Vayyy khili khobe! Lotfan edame bede aziz.
kim fomyمرسیییی عزیزم
جمعه 24 بهمن 1393 12:07 ق.ظ
اونی کجاییییییییی
kim fomyتا یک ساعت دیگه آپ میکنم
چهارشنبه 22 بهمن 1393 06:45 ب.ظ
_____ ____________
__________
_____
_

_ ....................
__ عـــطر خــدا
___ .................
____
_______
__________
____________
_______________
________________

سلام دوست من ؛ امیدوارم خوب و سلامت و شاد باشی
افتـخار داریم که با این دعـوتنامه "شما" رو به یک اتفاق خوب مـهمون کنیم ...
عـطرخـــدا «جایی از جـنس آرامش و امـید» رو دیدید تا حالا ؟؟!
با مطالب زیبا و دلنشین آپ شد ...
صمـیمانه حضورتون رو خوش آمد میگیم



عطر خدا ، رسـیدن به آرامش واقعی .... و تجربه یک زندگی عاشقانه
www.AtreKhoda.com
چهارشنبه 22 بهمن 1393 12:46 ب.ظ
امیدوارم کای وقتی فهمید چه خیانتی بهش شده عاشق دیو شده باشه
اینجوری دیگه
kim fomyشایدم نه
چهارشنبه 22 بهمن 1393 01:48 ق.ظ
دوست دارم دیوونه!
ای خدا از اینجور جملهام سر راه ما قرار بده!امین!
kim fomyایشالا خخخخ
چهارشنبه 22 بهمن 1393 12:15 ق.ظ
این بده خیلی بده. اوضاع اصلا خوب نیست!
من نمیدونم چی میشه.
امیدوارم لورا سزای کارشو ببینه.
kim fomyمیبینه
سه شنبه 21 بهمن 1393 08:45 ب.ظ
کای اندوههه.
دیو هم که عشق!
ادامه زودتر جان من.
kim fomyچشم
دوشنبه 20 بهمن 1393 09:50 ب.ظ
وایییییی پس از سال ها
چه خوب ک ادامه رو گزاشتی
خعلی خوب بود
دوشنبه 20 بهمن 1393 09:50 ب.ظ
وایییییی پس از سال ها
چه خوب ک ادامه رو گزاشتی
خعلی خوب بود
kim fomyپسس از سالها

مرسییییبلهههه
دوشنبه 20 بهمن 1393 08:27 ب.ظ
راستی اجی چرا پوستر نمیزاری ؟من دیشباومدم چون پوستر نداشت ندیدم پارت جدید گذاشتیی
kim fomyنه پستر نمیذارم ببخشید
دوشنبه 20 بهمن 1393 08:25 ب.ظ
دمت جیز اونی هی مارو بزار تو خماری
kim fomyاز خماری در میاید نگران نباش
دوشنبه 20 بهمن 1393 08:24 ب.ظ
دختره ی ح..ر..کات میکنم !بیشعور × الان من نباید بهش فحش بدم !ادم کسی رو که دوس داره وای میسته ادامش کنن !!!!!!!!لعنت به تووووو لوراااا
چرا انقد ادم بدیههههه !!!!!!!!!!
ازش متنفرممممممم به اندازه ی تو سحررررر
کایییییی عشقمممم نگران نباش دیاو پیشته
kim fomyآره دیو پیششه ولی لورام اونقدرا بد نیستا
یکشنبه 19 بهمن 1393 09:46 ب.ظ
واییییییییی الهی کای
ا دامشو زودتر بذار خواهر خیلی جای حساسیههههههههه
در ضمن عالیهههههههه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام به تمام اونی ها و دونگسنگ های خودم.....
هدف اصلی از ساخت وب گذراندن لحظات شیرین درکنار هم هستش
ما سه خواهر فومی و انجلیس وسوریاپن این وب رو برای شما ساختیم تا درکنار هم شاد باشیم.
اینجا درکنار هم عضو کوچکی از خانواده ی بزرگ اکسوتیکی شاینی و سی ان بلو تشکیل خواهیم داد.
امیدوارم از بودن در کنار این خانواده لذت ببرید.
**** 엑소와 케이팝이란 팬클럽에 오신 것을 환영합니다.****

Welcome
§§§§ we are so happy that you are in here with us§§§§§

fighting......



مدیر وبلاگ : amitis afshar
نظرسنجی
کدام گروه را بیشتر میپسندید؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


ڪدهاے فاوآیڪטּ

کـدهـآے ریزش دنـبـآل مـوس