تبلیغات
kpop - bloody love-ep2
kpop
we are the best
سه شنبه 30 دی 1393 :: نویسنده : kim fomy

میدونم خیلیییی دیر اومدم نزنید منو

بفرمایید ادامه

یقه ی لباسمو با شدت رها کرد برگشت پشت صندلیش نگهبانا میخواستن بیرون ببرنش ولی نذاشتم میخواستم حرفاشو بشنوم نمیخواستم تو اولین دیدارمون حتی نتونیم با هم حرف بزنیم.

-چرا نمیری بیرون ها؟؟؟؟؟

-میدونی کار یه وکیل چه طوریه ؟؟؟تسلیم نمیشه تا آخرین لحظه

-هیچی ندارم که بهت بگم

-میدونی چیه کای؟؟؟شنیدم لقبته نه؟؟؟

-...

_خوندن پروندت تقریبا 3روز طول کشید منم فقط اونو نخوندم چیزای دیگه ایم فهمیدم فکر نمیکنم تونسته باشی کسی رو که با این همه سختی به دستش آوردی کشته  باشی

-یه بار دیگه کلمه ی کشتنو به زبون بیاری خودم

-پس حرف بزن

هیچی نمیگفت فقظ به یه نقطه از میز خیره شده بود زیر لب آروم چیزایی زمزمه میکرد که نمیفهمیدم

-ببین کای من وکیلتم باید بهم اعتماد کنی

-آخه تو چی میفهمی

-تو بگو که بفهمم این سکوتی که کردی فقط مرگتو حتمی میکنه

-دیگه مهم نیست

-چرا مهمه خیلی مهمه لورا مرده دیگه نیست حالا هر اتفاقیم که بیوفته اون بر نمیگرده

-توداری میگی که اون کارو نکردی پس نزار کسایی که این کارو کردن اون بیرون هر کاری که میخوان بکنن تو میخوای بذاری کسایی که لورا رو توی اون خونه کشتنو آتیش زدن

-هیییییس

-باشه کای من ساکت میشم ولی ازت یه خواهش دارم تا جلسه ی بعدی که همو میبینیم بهش فکر کن ببین میتونی انقدر بیتفاوت ازش بگذری یا نه

کیونگسو کیفشو از روی صندلی برداشت و به سمت در رفت

- وایسا

شنیدن صدای جونگین یه قدم به موفقیت نزدیکش میکرد

-جلسه ی بعد کیه؟؟؟

-تا 3 روزه دیگه

...

یه توضیح:سوفی تو این داستان خواهر کوچیک تر لورا نامزد کایه

سوفی از پله های شرکت به سرعت بالا میرفت ترس و استرس عجیبی داشت ولی سعی میکرد چیزی رو نشون نده حرفا و تصمیمشو با خودش مرور میکرد خیلی وقت بود که این تصمیمو گرفته بود ولی نمیتونست به زبون بیاردش .

 سوهومثل همیشه آروم و با تمرکز پشت میز نشسته بود و با دقت به صفحه ی مانیتور خیره بود

- کریس داخله؟؟؟؟

- سلام سوفی کی برگشتی؟؟؟

- کارش دارم

- سوفی اون پدرته یه بار درست صداش کن الان هست ولی با مشاور اوه جلسه داره چند دیقه منتظر بمون

روشو از سوهو برگردوند و مستقیم به سمت در رفت و بدون در زدن بازش کرد.

-قربان من گفتم جلسه دارید

-مهم نیست میتونی بری

-بله

نگاهی به سوفی کرد و بیرون رفت

کریس-حالا چرا وایسادی سوفی بیا بشین

-میخوام باهاتون تنها صحبت کنم پدر

-میتونی بگی

-نگفتم میتونم یانه گفتم تنها

-سهون ادامه ی حرفامون باشه برای بعد

-حتما قربان

از روی صندلی بلند شد و به طرف سوفی رفت و جلوش وایساد

-اون پسره چن کجاست نکنه قایمش کردی؟؟؟

-به تو ربطی نداره بیرون

- اوه چه خشن

بعد از یه لبخند تمسخر آمیز اون هم از اتاق خارج شد

.

.

.

.

خبببببببب میدونم خیلی دیر گذاشتم ولی حالا که گذاشتم

نظر یادتون نرهههههه

مرسییییییییییی





نوع مطلب : stories، 
برچسب ها : kai، d.o،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 28 شهریور 1396 06:26 ق.ظ
For most recent information you have to visit internet
and on internet I found this web site as a best website for
hottest updates.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:18 ب.ظ
Outstanding post but I was wondering if you could write a litte more on this subject?
I'd be very grateful if you could elaborate
a little bit further. Thanks!
جمعه 25 فروردین 1396 07:22 ق.ظ
Wow, wonderful blog layout! How long have you been blogging for?

you make blogging look easy. The overall look of your website is magnificent,
as well as the content!
شنبه 12 فروردین 1396 04:48 ب.ظ
Howdy, i read your blog from time to time and i own a similar one
and i was just wondering if you get a lot of spam remarks?
If so how do you reduce it, any plugin or anything you
can recommend? I get so much lately it's driving me mad so any help is very much appreciated.
شنبه 12 فروردین 1396 09:41 ق.ظ
WOW just what I was looking for. Came here by searching for BHW
چهارشنبه 1 بهمن 1393 08:25 ب.ظ
آنی یو هاسه یو.
کوماسو اونی.
منتظر قسمت بعدی.
kim fomyخواهش
چهارشنبه 1 بهمن 1393 03:47 ب.ظ
عالیههههههههه
kim fomyعزیززم
مرسییی
سه شنبه 30 دی 1393 07:17 ب.ظ
راستی دخترم زحمت کشیدی انقد زیاد گذاشتی!خخخخ.
kim fomyعزیزمزحمتی نبود
سه شنبه 30 دی 1393 07:17 ب.ظ
چه عجب! بلاخره این وب آپ شد! خسته نباشید واقعا!
عزیزم منم میرم وبا میگردم فیک میخونم اومدم دیروز ایجااا تاریخشو نگاه کردم دهنم وا موند!
از شهریور!
چیزی برای گفتن نی!
Fightingاا.
زود آپ کنید.میشه تاریخشو بگین؟
مثلا دو روز یک بار؟
kim fomyببخشید دیر شد
احتمالا یه روز درمیون آپ میشه بعضی وقتام هر روز
سه شنبه 30 دی 1393 07:13 ب.ظ
راستی دخترم زحمت کشیدی انقد زیاد گذاشتی!خخخخ.
سه شنبه 30 دی 1393 07:12 ب.ظ
بله.من ک گیج شدم هیچی نفهمیدم!خخخ.اما میفهمیم حالا. اورین. کایم بلاخره به کیونگ سو اعتماد میکنه مگه دست خودشه نکنه. کریس؟ بابای سوفی؟ ها؟!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام به تمام اونی ها و دونگسنگ های خودم.....
هدف اصلی از ساخت وب گذراندن لحظات شیرین درکنار هم هستش
ما سه خواهر فومی و انجلیس وسوریاپن این وب رو برای شما ساختیم تا درکنار هم شاد باشیم.
اینجا درکنار هم عضو کوچکی از خانواده ی بزرگ اکسوتیکی شاینی و سی ان بلو تشکیل خواهیم داد.
امیدوارم از بودن در کنار این خانواده لذت ببرید.
**** 엑소와 케이팝이란 팬클럽에 오신 것을 환영합니다.****

Welcome
§§§§ we are so happy that you are in here with us§§§§§

fighting......



مدیر وبلاگ : amitis afshar
نظرسنجی
کدام گروه را بیشتر میپسندید؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی


ڪدهاے فاوآیڪטּ

کـدهـآے ریزش دنـبـآل مـوس